پکینگ مدیا تصفیه فاضلاب بستر مهندسی برای رشد چسبیده میکروارگانیسم ها و بهبود جداسازی هیدرولیکی است. در فرآیندهای زیستی، سطح محافظت شده برای تشکیل بیوفیلم فراهم می شود تا حذف آلی و نیتروژنی در حجم کمتر و با پایداری بالاتر انجام شود. در واحدهای جداسازی، هندسه کانال ها مسیر سقوط یا صعود ذرات و قطرات را کنترل می کند تا ته نشینی یا جدایش روغن سریع تر انجام شود. مزیت اصلی این تجهیز افزایش ظرفیت بدون توسعه سازهای، تحمل بهتر شوک بار و تثبیت کیفیت خروجی است.
پکینگ تصفیه فاضلاب مجموعهای از مدیای شناور یا ثابت و صفحات جداساز است که سطح فعال و مسیرهای کنترل شده برای سیال ایجاد می کند. در سامانه های زیستی، بیوفیلم روی مدیا شکل می گیرد و با زمان ماند مؤثر، آلاینده های آلی و نیتروژنی حذف می شوند. در واحدهای ته نشینی یا روغن گیری، تیغه ها و کانال ها میدان جریان را سامان می دهند تا جدایش سریع تر و یکنواخت تر انجام شود. نتیجه عملی، افزایش ظرفیت و پایداری کیفیت خروجی بدون افزایش حجم سازه است.

در تصفیه فاضلاب، پکینگ ها به دو خانواده کارکردی تقسیم می شوند. گروه نخست مدیای زیستی است که با ایجاد سطح محافظ برای رشد چسبیده میکروارگانیسم ها ظرفیت حذف آلی و نیتروژنی را بالا می برد. در این گروه، مدیای شناور مانند کریرهای HDPE در قالب فرایند ام بی بی ار بدون تکیه به برگشت لجن کار می کند و برای راه اندازی سریع و توسعه تدریجی مناسب است، در حالی که مدیای ثابت در آیفاس داخل راکتور لجن فعال نصب می شود تا پایداری نیتریفیکاسیون و تحمل شوک بار افزایش یابد. خانواده دوم مدیای جداسازی است که هندسه کانال ها را برای کنترل مسیر ذرات و قطرات تنظیم می کند. لاملا با صفحات شیبدار بار سطحی ته نشینی را بالا می برد و زمان ماند لازم را کاهش می دهد و سی پی آی با صفحات موجدار همجوشی و صعود قطرات روغن را تسریع می کند. انتخاب بین این گزینه ها به هدف کیفی، ماهیت پساب، محدودیت فضا و توان هوادهی وابسته است و در ادامه هر کدام به تفصیل معرفی می شود.
کریرهای HDPE با چگالی نزدیک آب، بستری محافظ برای رشد بیوفیلم فراهم می کنند تا حذف آلی و نیتروژنی با پایداری بالا انجام شود. این حامل ها مستقل از برگشت لجن عمل می کنند و با اختلاط یکنواخت و اکسیژن محلول کافی، نرخ انتقال جرم مؤثر ایجاد می شود. درصد پرشدگی معمولا 40 تا 60 درصد است و قابلیت توسعه تدریجی دارد. توری های نگهدارنده مانع خروج کریر می شوند و باید با کمترین افت فشار انتخاب شوند. کنترل حرکت یکنواخت، از نواحی ساکن و ریزش ناخواسته بیوفیلم جلوگیری می کند.

بلوک های PVC یا PP داخل راکتور لجن فعال نصب می شوند تا سطح زیستی مؤثر افزایش یابد و نیتریفیکاسیون در دماهای پایین پایدار بماند. این بستر ثابت، موجودی زیستی را بدون افزایش زمان ماند هیدرولیکی تقویت می کند و با درصد پرشدگی حدود 10 تا 30 درصد، اختلاط و هوادهی لجن فعال را مختل نمی کند. طراحی باید امکان فلاشینگ یا هواشویی دورهای برای رفع گرفتگی را فراهم کند. انتخاب گام و هندسه کانال، افت فشار و خطر رسوب را کنترل می کند و عمر سرویس را افزایش می دهد.

صفحات شیبدار با افزایش بار سطحی مؤثر، مسیر ته نشینی را کوتاه می کنند و جداسازی ذرات معلق را در ردپای سازهای کم ممکن می سازند. زاویه و فاصله صفحات، میدان جریان را یکنواخت می کند تا ذرات بر روی صفحات بلغزند و به هپر جمع آوری برسند. کارایی پایدار وابسته به پیش تصفیه مناسب برای حذف الیاف و دانه است تا رسوبگذاری شدید رخ ندهد. شستشوی دورهای و توزیع یکنواخت دبی ورودی، از بای پس و کانالیزه شدن جلوگیری می کند.
صفحات موجدار در واحد CPI با ایجاد کانال های همگرا، برخورد و همجوشی قطرات ریز روغن را تسریع می کنند تا اندازه قطره افزایش یابد و صعود ثقلی سریع تر رخ دهد. هندسه موج و سرعت خطی مناسب، تلاطم مخرب را محدود و تماس مؤثر را افزایش می دهد. این واحد بار روغن ورودی به فرایند زیستی را کاهش می دهد و هزینه هوادهی و گرفتگی را کم می کند. حضور مواد فعال سطحی و امولسیون شدید کارایی را کاهش می دهد و برنامه شستشوی منظم صفحات ضروری است.
MBBR از کریرهای HDPE با چگالی نزدیک آب استفاده می کند تا بیوفیلم در سطح محافظت شده رشد کند. درصد پرشدگی معمولا بین 40 تا 60 درصد انتخاب می شود و با افزایش تدریجی قابل توسعه است. سطح ویژه مؤثر را از دیتاشیت واقعی بگیرید نه عدد اسمی. اختلاط یکنواخت و DO پایدار شرط عملکرد است. کمبود اختلاط باعث نواحی ساکن و ریزش بیوفیلم می شود. نگهدارنده ها و توری ها باید خروج کریر را صفر کنند و در عین حال افت فشار غیرضروری ایجاد نکنند. برای اهداف متفاوت مثل حذف BOD یا نیتریفیکاسیون، پارامترهای طراحی و درصد پرشدگی را جداگانه تنظیم کنید.

در IFAS مدیای ثابت PVC یا PP داخل راکتور لجن فعال نصب می شود تا بار زیستی بیشتری بدون افزایش HRT تحمل شود. درصد پرشدگی در IFAS کمتر از MBBR و معمولا 10 تا 30 درصد است تا اختلاط و انتقال اکسیژن لجن فعال مختل نشود. دسترسی برای فلاشینگ یا هواشویی دورهای در طراحی ضروری است تا از گرفتگی کانال ها جلوگیری شود. IFAS برای پایدارسازی نیتریفیکاسیون در سرما و پوشش پیک بار آلی گزینه مطلوبی است و می تواند در راکتورهای موجود بدون تغییرات بزرگ سازهای نصب شود.
هوادهی باید تلاطم کافی برای چرخش آزاد کریر ایجاد کند و از شکستگی یا سایش غیرعادی جلوگیری شود. الگوی هوا را طوری بچینید که نقاط ساکن تشکیل نشود و حرکت مدیا در کل مقطع یکنواخت باشد. DO پایدار نشانه کافی بودن هوادهی است و نوسان زیاد آن معمولا علامت گرفتگی نازل یا ضعف اختلاط است. توری های نگهدارنده را با دهانه کوچکتر از کوچکترین بعد کریر انتخاب کنید تا خروج رخ ندهد، اما سطح آزاد کافی برای عبور جریان حفظ شود تا افت فشار غیرضروری ایجاد نشود.
آشغالگیری مناسب از ورود الیاف و اجسام درشت جلوگیری می کند. دانه گیر از رسوب شن در حوضچه های زیستی پیشگیری می کند. برای ورودی های روغنی، واحد روغن گیر یا CPI و در بار روغن بالا DAF توصیه می شود. کنترل TSS و روغن فاصله شستشو را بیشتر و پایداری کیفیت خروجی را ممکن می کند. وجود مواد بازدارنده مانند کلر آزاد یا حلال های آلی باید پایش و در صورت نیاز حذف شود تا به بیوفیلم آسیب نرسد.
بیوفیلم باید به ضخامت کارا برسد. رشد بیش از حد نشانه افت کیفیت خروجی یا افت اکسیژن است. به جای شوک شیمیایی خشن، از روش های ملایم مانند تغییرات کوتاه مدت در اختلاط، فلاشینگ هیدرولیکی یا هواشویی کنترل شده استفاده کنید. شستشوی توری ها و بازبینی نازل های هوا و آب را در برنامه ماهانه قرار دهید. شرایط بهره برداری پیش و پس از هر اقدام را ثبت کنید تا اثر روش ها قابل پایش باشد و از تکرار خطا جلوگیری شود.
HDPE برای مدیای شناور به دلیل مقاومت ضربهای و پایداری در اختلاط مداوم مناسب است. مدول های ثابت از PVC یا PP ساخته می شوند تا فرم دهی دقیق و مقاومت شیمیایی تامین شود. برای حوضچه های روباز، افزودنی UV عمر مفید را بالا می برد. انتخاب متریال باید با دمای کارکرد مجاز و سازگاری شیمیایی با شوینده ها هماهنگ شود. برنامه سرویس را با جنس مدیا تراز کنید.
اگر حوضچه هوادهی موجود جوابگو نیست، افزودن MBBR درون همان مخزن ظرفیت را بدون افزایش حجم سازه بالا می برد. در تصفیه خانه هایی که نیتریفیکاسیون در سرما پایدار نیست، نصب مدیای ثابت به صورت IFAS روی همان راکتور می تواند کیفیت را تثبیت کند. وقتی ته نشینی زلال ساز کند است، استفاده از لاملا در واحد ته نشینی ثانویه یا اولیه بار سطحی را بهبود می دهد. هر سناریو را با توان هوادهی موجود، افت فشار مجاز و مسیرهای نگهداری بسنجید.
هدف فرایندی را تعیین کنید و بار روزانه را از دبی و غلظت ورودی محاسبه کنید. سطح ویژه مؤثر مدیای منتخب را از دیتاشیت واقعی بردارید. از ظرفیت سطحی متناسب با دما و کیفیت آب استفاده کنید تا سطح کل لازم به دست آید. با تقسیم سطح کل بر سطح ویژه مؤثر، حجم مدیا محاسبه می شود. درصد پرشدگی را اعمال کنید تا حجم حوضچه مورد نیاز مشخص شود. در پایان، توان هوادهی و اختلاط و مشخصات توری ها را با حجم مدیا تطبیق دهید تا از افت فشار و خروج کریر جلوگیری شود.
نمونه جمع و جور: اگر برای حذف BOD به سطح کل 3000 متر مربع نیاز دارید و سطح ویژه مؤثر کریر 600 متر مربع بر متر مکعب است، حجم مدیا 5 متر مکعب می شود. با پرشدگی 50 درصد، حجم حوضچه فعال 10 متر مکعب خواهد بود. سپس توان هوادهی و ابعاد توری ها را بر همین اساس تراز کنید.
نواحی ساکن و چرخش ناقص مدیا افت کیفیت خروجی یا تولید کف غیرعادی ایجاد می کند. الگوی هوا و اختلاط را اصلاح کنید و گرفتگی نازل ها را برطرف کنید. خروج کریر از حوضچه معمولا ناشی از پارگی یا انتخاب نادرست توری است. توری را با دهانه مناسب و آب بندی دقیق جایگزین کنید. افت ناگهانی نیتریفیکاسیون می تواند از شوک دما یا وجود بازدارنده ها باشد. ورودی را پایش کنید و بار را تدریجی افزایش دهید. ثبت رخدادها به تشخیص الگوی خطا کمک می کند.

قیمت تابع سطح ویژه مؤثر، وزن حجمی، شکل و ابعاد کریر یا مدول، افزودنی UV، جنس پلیمر و هزینه نصب و سرویس است. برای پیشنهاد دقیق این اطلاعات را ارسال کنید: دبی و آنالیز ورودی شامل BOD یا COD، آمونیاک، TSS، روغن و چربی و pH، اهداف خروجی، دما، فضای موجود و محدودیت سازهای، توان هوادهی و اختلاط، ترجیح متریال و برنامه سرویس. با این دادهها میتوان حجم مدیا، درصد پرشدگی و ملزومات نگهدارنده را دقیق پیشنهاد داد.